vêtements – Persian Translation – Keybot Dictionary

Spacer TTN Translation Network TTN TTN Login Deutsch Français Spacer Help
Source Languages Target Languages
Keybot      245 Results   15 Domains
  ankommenapp.de  
« Les marchés aux puces, c’était quelque chose de nouveau pour moi. On y vend des choses usagées à d’autres gens. Des vêtements, des livres, des appareils électriques sont exposés sur une table dans une cour ou devant la maison, dans la rue. C’est aussi sympa de pouvoir marchander les prix et ainsi d’entamer une discussion. Chez nous, ce n’était pas possible. On a honte de vendre de vieilles choses à des gens. Ici, c’est tout à fait normal. Les gens n’essaient pas tout de suite de se débarrasser de vieux objets et ils éduquent leurs enfants de la même manière. »
بازار فروش اشیا ارزان قیمت یا دست دوم (Flohmärkte) برای من تازگی داشت. آنجا مردم وسایل دست دوم خود را به معرض فروش می‏گذارند. پوشاک، کتاب و لوازم برقی روی یک میز در حیاط و یا مقابل خانه در خیابان قرار دارند و به فروش می‏رسند. این که می شود در آن جا در مورد قیمت چانه‏ زد و به این ترتیب وارد گفتگو شد خوب است. چنین چیزی در کشور من ممکن نیست. آدم خجالت می کشد چیزهای دست دوم خود را به دیگران بفروشد. ولی در آلمان چنین چیزی امری عادی است. مردم کوشش می کنند کالاهای کهنه خود را فورا دور نریزند و بچه‏ های خود را نیز این گونه تربیت می‏کنند.
  166 Hits www.palazzo-nafplio.gr  
Vêtements
لباس & کفش
  4 Hits wordplanet.org  
11 David saisit ses vêtements et les déchira, et tous les hommes qui étaient auprès de lui firent de même.
11 آنگاه‌ داود جامۀ خود را گرفته‌، آن‌ را درید و تمامی‌ كسانی‌ كه‌ همراهش‌ بودند، چنین‌ كردند.
  28 Hits arabic.euronews.com  
Intégrer des composants électroniques dans des vêtements n’est plus du domaine de la science-fiction. Dans ce numéro de Futuris, nous vous proposons un… 11/04/2012
دانشمندان فرانسوی مولکول جدیدی کشف کردند که می تواند به عنوان مسکن قوی، جایگزینی برای مورفین باشد. وقتی نقطه ای از بدن درد می کند، یک نوع مسکن طبیعی به نام… 15/03/2012
  12 Hits fr.euronews.com  
Le couturier italien était connu pour être le fondateur de la marque de vêtements “Missoni”, un label créé avec son épouse en 1953. La particularité de ses… 09/05/2013
زنان برزیلی ثابت کردند که هیچ وقت برای ملکه زیبایی بودن دیر نیست. جوانترین شرکت کننده مسابقه امسال 60 ساله و مسن ترین آن هم 87 ساله بود. 11/05/2013
  www.willemen-realestate.be  
La propreté est nécessaire partout et pour tous. Le corps d’un homme et ses vêtements doivent toujours être propres. Au moins une fois par semaine, il doit prendre une douche, chaque matin se laver...
د ماشومانو په تنبيه والو او ادابولو کې لاندينيو ټکيو ته پاملرنه پکار ده. ضروري نه ده، چې سزا او ادابول تل په ژبې او خبرو سره وي، کله کله يو ملامته نظر او خپه سترګې هم ماشوم پوهولې شي. له تنبيهولو او...
  2 Hits www.dhamma.org  
Les vêtements serrés, transparents, ouverts, ou tout autre habit qui capte l’attention (tels que shorts, jupes courtes, collants et leggings, hauts sans manche ou décolletés) ne doivent pas être portés.
پوشش باید ساده،با حیا و راحت باشد.لباسهای تنگ،شفاف،آشکارکننده یا از سوی دیگر لباسهای جلب توجه کننده (از قبیل شلوارک ،دامن کوتاه،ساق تنگ، بی آستین،تاپ کوتاه) نباید پوشیده شود.آفتاب گرفتن و برهنگی جزئی مجاز نیست.مهم این است که پرت کردن حواس دیگران به حداقل برسد.
  4 Hits www.museeeglisesaintemariemuseum.ca  
maman, je n'avais pas le genre de vêtements que je portais, ma maman fabriquait mes vêtements en laine de mouton et en tissu doux, nous avions une ferme, j'avais des frères et sœurs, nous vivions loin des autres dans une grande maison papa s'est construit, nous avions beaucoup de terre et mon père a construit une grange et nos clôtures aussi, nous avions des animaux et je suis toujours allée à la grange pour m'occuper d'eux et j'aimais mes animaux.
"Bethany" گفت: "مامان، من همیشه Bethany نبودم. مدتها پیش در محل دیگری بودم که هنوز هستم، اما من نبودم وبتانی نبودم. من یک دختر کوچک دیگر بودم و آنها مرا سارا نامیدند. مادرم لباسهای من را پوشانده بودم مادرم لباسهایش را از پشم و پارچه های نرم گوسفند ساخته بود مزرعه ای داشتیم من برادران و خواهران داشتم ما در خانه ای بزرگ زندگی می کردیم که من پدرم خودش را ساخت و ما زمین های زیادی داشتیم و پدر من نیز یک انبار و نرده های ما را ساخت. ما حیوانات داشتیم و همیشه به انبار رفتم تا با آنها باشم و از آنها مراقبت کنم. من حیوانات را دوست داشتم. خانواده ام خوب بود یک روز مردان سوار بر اسب ها به خانه من شدند، قرمز پوشیدند، جعبه های آتش را با آنها در اسب های خود گذاشتند و خانه ما را آتش زدند، دیگر من دیگر سارا نبودم، منتظر بودم که مدت زیادی بیهانیا باشم. وقتی سارا بودم، کار من این بود که حیوانات را دوست داشته باشم و از آنها مراقبت کنم. حالا بیتانی هستم، وظیفه من این است که یک شفا دهنده باشم. من حتی شما را ترمیم می کنم. "